ناصر الدين شاه قاجار
37
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
و شيخ ابو تراب شيخ الاسلام برادر ميرزا ابو الحسن كه در نزد اكبر خان نايب ناظر است و ميرزا ابو القاسم پيشنماز و فخر الذّاكرين بودند ميرزا محمّد خان نايب الحكومه هم با آنها شرفياب شد بعد از آنكه آنها رفتند عزيز السّلطان آمده عرض كرد كه آتلى تركمان به شكار رفته و شكار زده است فرموديم بحضور آوردند معلوم شد كه آتلى با يك نفر از نوكرهاى عزيز السّلطان صبح به طرف مغرب به شكار رفته و حالا برگشته يك تكّهء بزرگ ده ساله و يك ميش و يك برّه ميش كوچك شكار كرده بود چنين تكّهء به اين سينه و پارچه و قوّت تابحال نديده بوديم از آتلى كه نابلد بشكارگاههاى اينجا است در يكروز چند شكار غريب بود بيست تومان به او انعام داديم بعد ظلّ السّلطان و جناب امين السّلطان بحضور آمده نشستند بعضى فرمايشات با آنها فرموديم و رفتند يكروز در اين ايّام توقّف محلّات عصر بالاى كوه مشرف به چشمه گردش ميكرديم بعضى خواجهها هم بودند مغرور خان خواجه در توى درّه يك سكّهء نقرهء بزرگى پيدا كرده بحضور آورد داديم باعتماد السّلطنه خواند سكّهء انوشيروان بود خيلى تعجّب است روز چهارشنبه پنجم امروز بايد از محلّات بارّه برويم صبح برخاستيم از دم سراپرده چون راه كالسكه نيست بايد سواره رفت تا مسافتى پائينتر كه كالسكهها را آنجا نگاه داشتهاند و